|
بنزین!
سلام. شما ماشین دارید؟ نه؟ پس مثل من باید از تاکسی استفاده کنید.... نه؟ چرا... تاکسی هم نشد، اتوبوس! شیراز هم که هنوز مترو نداره.... فکر هم نمیکنم عمرم کفاف بده که سوار مترو بشم.... تمام شهر رو بهم ریختن تا مترو بسازن! تازه! هنوز نصف کار تموم نشده که اومدن و میگن ایده ی ساخت مترو اشتباه بوده! باید قطار هوایی میساختیم. از همون ها که روی ریل توی هوا حرکت میکنه! ایران اینطوریه دیگه. برای ساختن هر چیزی، 1 سال فکر میکنن در موردش، بعد 20 سال طول میکشه تا بسازنش. تازه بعد از 20 سال قسمتهای اول پروژه دچار قدمت تاریخی شده و نیاز به تعمیر پیدا میکنه و ...... ! دیگه خودتون تهش رو بخونید! ولی خب تو کشورای دیگه برعکسه... 20 سال فکر میکنن روی یه پروژه و 1 ساله میسازننش! حالا به اون کاری ندارم. دیشب میخواستم از سر چهار راه ملاصدرا برم قصر دشت. ساعت 8:30 بود. وقتی سر چهار راه رسیدم با خیل عظیم جمعیت بیکار الدوله بر خوردم.... همه دو تا دوتا.... سه تا سه تا و ... وایساده بودن تا یه ماشین پیدا بشه ببردشون قصردشت.... چهار راه هم ماشا الله یه چراغ قرمز چند دقیقه ای داره.... یعنی چراغ که سبز شد 1 دقیقه وقت داری خودتو بندازی تو یکی از ماشینها که نگه میدارن... وگر نه باید باید 3 دقیقه ای یه لنگه پا وایسی تا دوباره چراغ سبز بشه. منم به هر چیزی متوصل شده که سوار بشم. ولی نشد. تاکسی ها که ماشیناشونو خوابوندن و بنزینشونو لیتری 400 تومن میفروشن... ماشینها ی شخصی هم همشون پر هستن.... خلاصه 35 دقیقه معطل شدم و وقتی دیدم اینطوری به جایی نمیرسم پیاده راه افتادم.... البته از تو خیابون میرفتم که شاید یکی دلش برام بسوزه و منو ببره! بالاخره سر عفیف آباد که رسیدم موفق شدم طی یک حرکت کاملا ناجوانمردانه سوار یه ماشینی بشم که واسه یکی دیگه نگه داشته بود!!! البته وقتی رسیدم خونه عذاب وجدان گرفتما! ولی خب خوشحال بودم که حد اقل این مسیرو تو 1 ساعت طی کردم! و از خدا هم برای به مقصد رسیدن اون مسافر بیچاره طلب تاکسی کردم.... میگن بنزین نیست و خیابونا خلوت شده! آره؟ خلوت شده؟ شیراز که نشده.... شلوغ تر شده که خلوت نشده! نمیدونم هدف دولتمردان مملکت از سهمیه بندی کردن بنزین چی بوده؟ ولی خب به چند تا از فوایدش پی بردم... 1- اشتغال زایی! آره! اشتغال زایی. چرا؟ میگم. با این کار، یعنی سهمیه بندی شدن بنزین و ارائه ی کارت سوخت، یه عده، یه عده ی کثیر(!) افتادن دنبال هک کردن این کارت ها و دستگاه های کارت خوان توی پمپ بنزین ها. این افراد که احیاناً همشون از اصحاب رایانه و وب هستن حالا دیگه بجای اینکه وقتشونو به چت کردن و بازی کردن و لا ابالی گری توی وب سایت ها بگذرونن، حالا سفت و سخت افتادن دنبال این کار. بلکه بتونن یه جوری به نوع بشر مقیم ایران کمک کنن. خدا حفظشون کنه. حالا دیدید؟ پس اگه این دفعه سخنگوی دولت اومد توی تلوزیون و اعلام کرد که تعداد لیسانسه ها و فارغ التحصیلان بیکار دانشگاه ها نصف شده، اصلاً تعجب نکنید. احتماً این عده پشت میز رایانه هاشون در حال تلاش برای نیل به اهداف بشر دوستانشونن. واقاً که آدم به این حس ناسیونالیستی و اومانیستی این افراد حسودیش میشه.... برای اینکه یه فرجی تو کارشون بشه و بتونن گره ای از کار این ملت شهید پرور و همیشه در صحنه باز کنن یک دقیقه سکوت کنید..... 2- کاستن از مشاغل فکری افراد جامعه: اینم دومیش. این بند بیشتر به رانندگان محترم درون شهری و برون شهری مربوط میشه. همون راننده های محترمی که بجای اینکه صبح علی الطلوع یه لقمه نون پنیر و یه بطری آب بردارن و بشینن تو تاکسی ماست خیاری مدل 54 شون، تو خط بالا و پایین برن و با مسافرا سر و کله بزنن، دعوا کنن، به ملت بفهمونن که کرایه شده هر کورس 75 تومن، پس 2 کورس میشه 200 تومن(!)، بجای اینکه تو گرما عرق بریزن، به جوونایی که پشت ماشین باباشون نشستن و لایی میکشن فحش و بد و بیراه بگن، بجای اینکه هر 10 دقیقه یک بار دستگیره ی شیشه بالا کن رو به مسافرا بدن و بجای اینکه عمرشونو پشت فرمون و تو ترافیک طلف کنن، ساعت 10 صبح از خواب بیدار میشن، صبحونشونو نوش جان میکنن، تا ظهر زیر کولر لم میدن و شبکه های تلوزیونو عوض میکنن، ظهر هم بعد از صرف نهار به سمت رختخواب میرن تا خواب نمیروزیشونو بکنن. بعد از ظهر هم با یه تلفن و فروختن چند لیتر بنزین خودروی مبارک (همون تاکسی ماست خیاری مدل 54) در آمده حاصله رو به جیب میزننو در این حالت آنچنان احساس خوشایندی به ایشان دست میدهد که احیانا فریادی سر میدهند که نشان میده ایشون دیگه در پوست خودش نمگنجه.....! 3- درآمد زایی: البته این قضیه ی سهمیه بندی شدن تبعات دیگه ای هم داره... مثل درآمد زایی برای اقشار کم درآمد جامعه. مثل مسئولان جایگاه های توزیع سوخت. همون پمپ بنزینا. طبق اطلاعات رسیده، عده ای از این افراد زحمت کش (البته فقط عده ای، که در کل کشور تعدادشون از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکنه) با دریافت مبلغ 100 تومان برای هر لیتر بنزین، به راننده های مایه دار اجازه میدن از کارت سوخت تاکسی ها (همون بابایی که تو بند 2 بهش اشاره شد) استفاده کنن.... این قصه سر داراز دارد..... شما که نمیدونید که! خیلی اتفاق های خوب هم براتون افتاده که خودتون خبر ندارید.... تو مطلب بعدی به اونها هم اشاره میکنم..... پس تا بعد.... هادی |
